تبلیغات |
شنبه 16 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سحر
خنده دار است اگر بگویم... گاهی اوقات که تنهایی همدمم می شود و بغض همراهم... و تو می شوی خدایم... آرزویم این است کاش جای یکی از هزاران مزاحمان خطت بودم! لااقلش این بود با هیجان شیرینی مشتاق شنیدن صدایم می شدی! و با حوصله جواب تمام اس ام اس هایم را می دادی...! "سحر" نوع مطلب : نوشته های خودم، برچسب ها :
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سحر
گاهی آرزو می کنم کاش می شد چترم مرا در آغوش گیرد و از روی زمین به آسمان ببرد...! خدا را چه دیدی؟! شاید در آسمان آدمی پیدا کردم که صادقانه عاشق حوایش باشد...! "سحر" نوع مطلب : نوشته های خودم، برچسب ها :
شنبه 26 فروردین 1391 :: نویسنده : سحر
لحظه لحظه یاد تو در خاطرم چه زیبا می رقصد... آنقدر زیبا که به گمانم هیئت ژوری بی شک آن را سلطان رقص می نامند... "سحر" نوع مطلب : نوشته های خودم، برچسب ها :
یکشنبه 20 فروردین 1391 :: نویسنده : سحر
مرا ببخش... باز هم بی اجازه از تو تو را به خیالم راه دادم چه شیرین و دلچسب است خیالم... تو برگشتی و به چشمانم زل زدی بغضت می ترکد... و خود را در آغوشم رها می کنی و آرام به من می گویی: یکی یه دونه ی من خیلی دلتنگت شده بودم... و من... آن لحظه در اوج قله ی عشقم...! کاش خیالم اینقدر دروغگو نبود.. "سحر" نوع مطلب : نوشته های خودم، برچسب ها :
سه شنبه 15 فروردین 1391 :: نویسنده : سحر
نگاهم که می کنی زلزله ای 7 ریشتری قلبم را می لرزاند زبانم بند می آید.. چقدر دلم می خواهد آن لحظه محکم در آغوشت بپرم و آرام در گوشت بگویم: هیچوقت نگاهت را از من نگیر... "سحر" نوع مطلب : نوشته های خودم، برچسب ها :
چهارشنبه 9 فروردین 1391 :: نویسنده : سحر
حوا چه ساده دل بود که به آدم دل سپرد او دختر همان مادر بود... عاشق شد... عاشق کسی که آدم هم نبود...! "سحر" نوع مطلب : نوشته های خودم، برچسب ها : |
||